تبلیغات
عطر ادب - قسمت سوم حرف دل شیدایی
شیدایی: با عرض پوزش از کسانی که تو این روزا از دستم ناراحت شدند 

خدایا ...
چند کلمه ای می خواهم با تو سخن بگویم بیا نزدیک تر و به حرف هایم گوش کن 
خدایا این  چه حکمتی در کار  است ؟ پیر مردی که دیگر توانایی انجام کار را ندارد از کجا 2 قرص نان در سفره ی خالی اش بگذارد تا کودکانش آن را بخورند و سیر شوند ولی در خانه ی همسایه تمام افراد آن با یکدیگر بحث می کنند که امروز در کدام غذا خوری مجلل نهار بخورند آه زندگی نفرین بر تو 
خدایا ... 
تو بهشت را به آن پیر مرد گرسنه وعده می دهی در حالیکه او این دنیا را برای خود و خانواده اش جهنمی ساخته و در آن می سوزد و جهنمت را به رخ مرد ثروتمند می کشی دریغ از اینکه او جهنم را با جرعه شرابی عوض نمی کند .

بار پروردگارا 
کاش می توانستم قلم و قلمتراش شب های نویسندگی ام را تقدیم گرسنگی پیر مرد کنم اما اینها به چه کار او می آید جز اینکه بدبختی و سیه روزی خود را به جای مشخصاتش بر روی سنگ قبرش ثبت کند





طبقه بندی: آثار،

تاریخ : چهارشنبه 25 بهمن 1391 | 08:10 ب.ظ | نویسنده : محمد بزرگپور | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.