تبلیغات
عطر ادب - من خیانت در امانت کردم-بزرگپور

دست من آلوده اس
دست من بر خون این ثانیه ها آغشته اس
جام پرخون دقایق بر کف صاف و زلال این دلم ریخته است
من پلنگی تشنه ام
من پلنگی تشنه ام
تشنه ی جام دقایقی که خود ریخته ام
من پلنگی تشنه ام بر مرکب لحظه سوار
حبس در زندان و هی بر آن چه کوبم مشت و پایم را
قفل این زندان کی خواهد شکست
این مرکب وحشی کی خواهد نشست
از درون این قفس
افسرده و افتان نفس
می زنم فریاد و می خواهم که برگردم
آه و افسوس و دریغ
از گذشته صحنه ای مانده و بس
صحنه ای کز میان میله ها خون در دل من می کنند
خاطرات و خاطرات و خاطرات

هر چه این مرکب سریع تر می رود

صحنه ها از این قفس تار تر هم می شود
خاطرات همچون مهی از  میان میله هاست
من پلنگم من پلنگم من پلنگ
پرتگاه لحظه ها می خواهد
که من از مخمصه ها بگریزم
دل به دریا زده و از مهمم بگریزم
من پریدم من پریدم من پریدم
آه و افسوس و دریغ
در میان دره ها
در میان دره های ذهن من افتادم
دست من آلوده اس
دست من بر خون این ثانیه ها آغشته اس
جام پرخون دقایق بر کف و زلال این دلم ریخته است
من خیانت در امانت کردم
من به هر تک تک این تیک و تک ساعتمان
من به هر بازدم و دم
من به هر لحظه که زنده ام
خیانت کردم 

 




طبقه بندی: آثار،

تاریخ : سه شنبه 17 اردیبهشت 1392 | 07:01 ب.ظ | نویسنده : محمد بزرگپور | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.