تبلیغات
عطر ادب - متن زیبای ((خاطرات انجمن )) از خانم ستاری

                                           پست ثابت وبلاگ 2

                   و  فانوسی که برای همیشه خاموش شد ...

        تعطیلی کلاس ها بنا به گفته آقای سیفی قطعی شد .

  ==========================================================

حكایت كلاسهای ما به فانوسی می ماند كه تمام شب را روشن بوده
و در دم دمای صبح كه نفتش تمام میشود به یكباره شراره می كشدوشعله اش سركشتر میشود و بعد خاموش!


چهارشنبه قبل حكم همان فانوس دم صبح را داشت و این چهارشنبه حكم خاموشی...وهمیشه چقدرزوددیرمیشود!بهمن90واردیبهشت92!انگارهمین دیروزبود...


میدانم كه حرفهایم هیچ چیز را عوض نمیكند اما بگذاربگویم چهارشنبه است وساعت 2 بعدازظهر،لحظه ای نه خودم ونه دلم جای خودشان بند نیست...به كتابخانه می روم!كتابخانه بهانه است خودم میدانم!اما این شاید عادت بامن مانده است.......
كتابخانه بر خلاف چهارشنبه های قبلی سوت وكور است!دیگر نه خبر از امدن استاد هست ونه خبر از نقد داستان و نه در آوردن تكه كاغذ ونه پسرچای نخورده ونه دختركوبنده....


میدانم تكرار روزهای گذشته برایت شاید فرقی نداشته باشد اما خاطره ها را چه كنیم؟
روزهایی كه همه مان تقریبا بچه بودیم!نه اینكه حالا بزرگ شده ایم نه!هنوز هم بچه ایم اما كمی پخته تر.
آنروزها زمان برایمان گم میشد،زمان گم میشد ویكباره خودمان راروی صندلی های همیشگی می دیدیم...
یاد آن روزها بخیر...


یاد6بهمن بخیر:كه اولین داستان تركی در كلاس را من خواندم...
یاد12تیر بخیر:كه اولین كلاس اختصاصی داستان نویسی بود و صد البته اولین تكه كاغذ در آوردنمان...
یاد 16 مرداد بخیر:كه بوف كور نقد شد...
یاد 6 شهریور بخیر:كه اولین نمایش كلاس را شهرزاد تكامل وسمانه یدااللهی اجرا كردند...
یاد 20 شهریور بخیر:كه تلاشی وصالحی بزرگپور وستارزاده نمایش اجرا كردند ،آن هم چه نمایشی!فوق العاده و عالی...
یاد 27 شهریور بخیر:كه تنهایی پر هیاهو نقد شد...
یاد16 آبان بخیر:كه ما نمایش اجرا كردیم و بعد هی خواستیم فراموشش كنیم ولی نشد! هروقت هم شد استاد سیفی یادآوری كرد...!
یاد 1 آذر بخیر: كه قرار بود قالبهای شعر تركی را من تدریس كنم وبا كمبود امكانات مواجه بودیم وحتی ماژیك هم نداشتیم ومن آبروی هرچه تدریس كننده بود را بردم ...
یاد 7 آذر بخیر:كه استاد سیفی واستاد مینایی باهم آمده بودند وكلاس ،كلاس داستان بود!طرح هدیه سال نو را قرار شد كه بنویسیم!خیلیها گند زدند و ما آن روز صورت دیگر آقای سیفی را دیدیم،تا آنروز آنقدر عصبانیت به خرج نداده بودند ولی حق هم داشتند...
یاد 12 دی بخیر :كه استاد مینایی به جای استاد سیفی امده بودند وآقای ستارزاده باپاره كردن داستانش نشان داد كه میخواهد شیر مرد شود...!


یاد 22 اسفند بخیر: كه استاد سیفی با آقای رادان تا ساعت 3 در دفتر كتابخانه مشغول بررسی آثار بودند ووقتی از ما پرسیدند:داریخمیسیزكی؟و ما گفتیم :نه!در حالی كه داریخیردیخ و  دروغ گفتیم...
یاد 20فروردین بخیر:كه استاد مینایی دیدگاهمان را به حماسه 180 درجه تغییر دادند...
یاد 28 فروردین بخیر:كه از همان روزهایی بود كه نمایش خودمان یاداوری شد و وقتی ما اعتراض كردیم استاد سیفی با خنده گفت:این جزو معدود اتفاقاتی است كه اگر حتی روزی كلاسها ازیادمان برود این جریان نمایش از ذهنمان پاك نخواهدشد!!!وما....هیچی،بیخیال...
یاد 10 اردیبهشت بخیر:كه استاد مینایی با كتاب چاپ شده آقای سیفی به كلاس آمده بودند...
یاد11 اردیبهشت بخیر:كه تكالیفمان را همه مان آنقدر خوب نوشته بودیم كه استاد چندبار به طور مكرر تكرار كردند امروز خوب نوشته اید...
یاد 25 اردیبهشت بخیر نه... : كه استاد سیفی گفت جلسه آخر هست وما دلمان گرفت...وآن لحظه آرزو كردم كاش همه بچه های كلاس بودند و تجدید خاطره می كردیم...وهمیشه چقدر زود دیر میشود...همه چی آسون تموم شد...یاد آن روزها بخیر...
                                                    یاد آن روزهابخیر...


ساعت 4 بعد از ظهر است،برمی گردم اما نه از كلاس از كتابخانه ی سوت وكور خلاف هر چهارشنبه مان

--------------------------------------------------------------------------------------------------------

جوابی برای این خاطرات از استاد سیفی :

6بهمن - برام جالب بود که توی اون کلاس داستان ترکی خونده شد .
12تیر- واسه اون کلاسای اختصاصی کلی برنامه داشتم که ...
16مرداد- بوف کور رو میشه بارها نقد کرد و به مطالب تازه پی برد . افسوس صادق هدایت ...
6شهریور - عجب جریانی شد !
20شهریور - سوپر استارها جمع شده بودند - دو پادشاه در یک اقلیم نگنجد چه برسه به چند پاااادشاه .
16آبان - هنوزم یکی داره توی مغزم مگس می کشه !
7آذر- سعی می کنم زیاد عصبانی نشم ولی اون روز ...
22 اسفند - یه چیزی بگم حلال کنین اون روز با آقای رادان ناهار هم خوردیم !!
28فروردین - شما چی ؟؟
10اردیبهشت - خیلی زحمت کشیده شد واسه اون کتاب
11 اردیبهشت - ته دلم به همتون گفتم آفرین .
25 اردیبهشت یا .. 25 اردیجهنم - هیچی !!

=========================================================

 

 ((ادامه ی بحث در مورد خاطرات انجمن بنا به درخواست در نظرات صورت می گیرد ))

 

 




طبقه بندی: آثار،

تاریخ : چهارشنبه 1 خرداد 1392 | 10:18 ب.ظ | نویسنده : محمد بزرگپور | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.