تبلیغات
عطر ادب - من یا ...

تلاشی مهر: با عرض سلام خدمت همه ی عطر ادبی های عزیز

پس از مدتی  دوری از وبلاگ با یک داستان جدید در خدمتتون هستم اما یه خواهشی که ازتون دارم اینه که هر کسی این داستان رو خوند نظرش رو بیان بکنه چون این داستان قراره راهی مسابقات کشوری بشه منتظر نظرات تک تک خوانندگان عطر ادب برای بهتر شدن این داستان هستم

با تشکر تلاشی مهر

                                        (((من یا ...))

پتو را با نهایت عصبانیت بر روی سرم می کشم می خوام خیلی چیزا رو از آدمای دور و برم پنهون کنم حالمو ، دردمو ، تبمو

از عالم و آدم گلایه دارم می خوام زیر این پتو برای سرنوشت سیاهم مثل ابر بهاری گریه کنم اما بغض سنگین و قلدری که توی گلوم چمبرتمه زده حتی راه نفس کشیدن رو هم به روم بسته چه برسه به گریه

لحظاتی رو که من زیر این پتو تحمل می کنم خیلی سخت تر از تحمل کردن هزاران تن آواره . همه ی اعضای بدنم مثل بید می لرزه گویا در سرمای زیر 60 درجه قرار گرفتم که جسمم را لحظه به لحظه منجمد تر میکنه حتی خون داخل رگهایم را .

هر چقدر سعی می کنم خودم رو آروم کنم نمی شه هیچ چیزی هیچ کس به خاطرم نمیاد جز اون لحظه وحشتناکی که ثانیه ای از جلوی چشمام رد نمی شه .

لحظه ای که با تمام وجودم خدا رو صدا کردم برای نجات خودم و فرهادم

بالاخره وقتی آخرین لبخند فرهاد رو به خاطر میارم کاسه ی صبرم لبریز می شه

اولین قطره های اشکم در سوگ فرهادم جاری میشه اون تصادف لعنتی پدر بچه ام رو ازم گرفت یادگاری از فرهاد که برای دیدنش لحظه شماری می کرد اما ...

حالا من با مشایعت پرستاران لحظه به لحظه به اتاق عمل نزدیکتر می شوم اتاقی که طبق گفته دکترا به خاطر شدید بودن جراحاتم یکی از ما دو  تا می تونه زنده بیرون بیاد

شاید پسرم که هنوز هیچ وابستگی به این دنیا نداره یا من که سرشار از وابستگی ام.

حس بویایی ام رایحه کافور را به وضوح درک می کنه گویی به جای اتاق عمل راهی سرد خانه میشوم زیر این پتو که انگار کل دنیا در همین جا خلاصه می شه بریده بریده نفس می کشم برای زنده ماندن پسرم !

اما حالا همه چی دست خداست و جز او هیشکی نمی دونه که کدوم یکی از ما قراره چشم از این دنیا ببنده ..

من یا ...

================================================================

92.3.18 شنبه

((قسمت اول رمان سیاه مثل کلاغ از آقای تلاشی امروز گذاشته خواهد شد))

 

 




طبقه بندی: آثار،

تاریخ : شنبه 18 خرداد 1392 | 09:13 ب.ظ | نویسنده : محمد بزرگپور | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.