تبلیغات
عطر ادب - در كنار مرگ ـ این تنها پرستاری كه دارم

در كنار مرگ ـ این تنها پرستاری كه دارم
مانده‌ام بیدار، نقش مرگ خود را می‌نگارم

جاده‌ای در پیش رو دارم كه پایانی ندارد
خسته‌ام، ‌اما هنوز آسیمه سر ره می‌سپارم

هر كجا باشم تو را هستم كه داری خانه در من
مرگ من بادا اگر از خانه پا بیرون گذارم

بالهای بسته‌ام را، رفتن پیوسته‌ام را
دستهای خسته‌ام را از تمنای تو دارم

جست‌وجو كردم، ندیدم هیچ جا آیینه‌ام را
من كدامین اخترم كاین گونه بیرون از مدارم؟

كاش بعد از مرگ حتی، آن منِ پنهان بیاید
تا بكارد شمع آتشناك اشكی بر مزارم

من نمی‌دانم كدامین باد موعود مرا برد
تا به دنبالش گذارد سر هیاهوی غبارم

"یوسفعلی میر شکاک"




طبقه بندی: شعر،

تاریخ : شنبه 18 خرداد 1392 | 01:08 ب.ظ | نویسنده : مهدی شاهد | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.