تبلیغات
عطر ادب - شبیه قطره بارانی که آهن را نمیفهمد

شبیه قطره بارانی که آهن را نمیفهمد
دلم فرق رفیق و فرق دشمن را نمیفهمد


نگاهی شیشه ای دارم به سنگ مردمک هایت
الفبای دلت معنای نشکن را نمیفهمد


هزاران بار دیگرهم بگویی دوستت دارم
کسی معنای این حرف مبرهن را نیمفهمد


من ابراهیم عشقم،مردم ابراهیم دلهاشان
محبت مانده شمشیری که گردن رانمیفهمد


چراغ چشمهایت را برایم پست کن دیگر
نگاهم فرق شب،باروز روشن را نمیفهمد


دلم خون است تاحدی که وقتی از تو میگویم
فقط یک روح سرشارم که این تن را نمیفهمد


برای خویش دنیایی شبیه آرزو دارم
کسی من را نمیفهمد،کسی من را نمیفهمد...




طبقه بندی: شعر،

تاریخ : سه شنبه 28 خرداد 1392 | 11:22 ق.ظ | نویسنده : محمد بزرگپور | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.