تبلیغات
عطر ادب - پر میکشم از پنجره ی خواب تو تا تو

پر میکشم از پنجره ی خواب تو تا تو
هر شب من و دیدار، در این پنجره با تو

از خستگی روز همین خوابِ پُر از راز
کافی ست مرا،ای همه‌ی خواسته ها تو

دیشب من و تو بسته ی این خاک نبودیم
من یکسره آتش،همه ذرات هوا تو

بیدارم اگر دغدغه‌ی روز نمی کرد
با آتشمان سوخته بودی همه را تو

پژواک خودم بودم و خود را نشنیدم
ای هرچه صدا ، هرچه صدا ، هرچه صدا - تو

آزادگی و شیفتگی ، مرز ندارد
حتی شده ای از خودت آزاد و رها تو

یا مرگ و یا شعبده بازانِ سیاست؟
دیگر نه وُ هرگز نه، که یا مرگ که یا تو

وقتی همه جا از غزل من سخنی هست
یعنی همه جا - تو، همه جا - تو، همه جا - تو

پاسخ بده ازاین همه مخلوق چرا من؟
تا شرح دهم، از همه ی خلق چرا تو

"محمدعلی بهمنی"




طبقه بندی: شعر،
برچسب ها: پر میکشم از پنجره ی خواب تو تا تو، محمدعلی بهمنی، غزل،

تاریخ : جمعه 12 دی 1393 | 10:04 ب.ظ | نویسنده : مهدی شاهد | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.