تبلیغات
عطر ادب - مطالب فروردین 1392

سرزبالین به چه امید برآرم سحری
که درآن روز نبینم رخت ای رشک پری

آه از آن شب که نگیری خبرازمن درخواب
وای از آن روزکه من ازتو نگیرم خبری

عهدکرده است که از صحبت دونان گذرد
دیرتر می گذر ای عمرکه خوش می گذری

شهر عشق است و جنون ازهمه جا مقصد ما
خیز اگر با من و دل ، راهزنا همسفری

می شد ای کاش که یک لحظه  نباشم بی تو
یا شدی کاش دلم شاد به روی دگری

وای بر من که به سودای تو ای ماه مرا
نیست جز آه و دگر نیست درآن هم اثری

من اگر دل به تو دادم تو ز من دل بردی
رگناهی است محبت تو گنه کارتری

به خدایی که تورا بردن  دل داده به یاد
قسمت می دهم ای مه که ز یادم نبری

خوب شد باز شدی عاشق و شوریده«عماد»
ننهی باز به بالین سر بی دردسری

شعری زیبا از «عماد خراسانی»




طبقه بندی: شعر،

تاریخ : شنبه 31 فروردین 1392 | 08:00 ق.ظ | نویسنده : مهدی شاهد | نظرات

با سلام

از تاخیر پیش آمده معذرت می خواهم.به قول استاد احمدی : «زندگی نمی گذارد زندگی کنیم»

تصویر 1)استاد بهاری

این بار با یک تکنوازی خدمت شما عزیزان رسیدم.تکنوازی کمانچه استاد علی اصغر بهاری را برای دانلود ارائه می دهم که بی کلام هست.این قطعه از آلبوم «نغمه های جانسوز» انتخاب شده و در آواز افشاری هست.امیدوارم که گوش کنید و لذت ببرید.

تصویر 2)ساز کمانچه

برای دانلود از لینک غیر مستقیم روی عکس زیر کلیک کنید.(حجم فایل : 513 کیلوبایت)

برای دانلود کلیک کنید.




طبقه بندی: فایل صوتی، موسیقی سنتی، دانلود،
برچسب ها: موسیقی سنتی، تکنوازی کمانچه، استاد بهاری، نغمه های جانسوز، تکنوازی کمانچه استاد بهاری، دانلود تکنوازی کمانچه،
دنبالک ها: استاد بهاری در ویکی پدیا، کمانچه در ویکی پدیا، حافظ خلوت نشین - حسام الدین سراج،

تاریخ : جمعه 30 فروردین 1392 | 09:29 ب.ظ | نویسنده : مهدی شاهد | نظرات

هربارکه سایه برای دیدار شهریار به تبریز می‌آمد، یا همراه «‌نادرپور» و یا همراه «‌فریدون مشیری‌»‌، از چشمه‌ی طبع شهریار سیراب می‌گردید. تعداد غزل‌هائی‌که شهریار درباره‌ی آقای سایه ساخته بسیار زیاد هستند. از آنجمله‌: ماه مهمان‌نواز، در استقبال مقدم سایه‌، سیاه مشق سایه‌ و مشیری سایه و نادرپور، اخگر نهفته‌، بمانیم‌که چه وگل زبان درقفا و آخرین شعری هم که درباره سایه ساخته‌، همان «‌گل زبان درقفا» است‌.
همچنین یکی از معروف‌ترین غزل‌هائی‌که سایه درباره‌ی شهریار ساخته بود، غزل معروف «‌شهریارا تو بمان‌» بود که در زیر، خود شعر و جواب شهریار به آن آورده می‌شود:

شهریارا تو بمان

با من بی‏کس تنها شده یارا تو بمان
همه رفتند از این خانه خدارا تو بمان
من بی برگ خزان دیده دگر رفتنی‌ام
تو همه بار و بری تازه بهارا تو بمان
داغ و درد است همه نقش و نگار دل من
بنگر این نقش بخون شسته نگارا تو بمان
زین بیابان گذری نیست سواران را لیک
دل ما خوش بفریبی است‌، غبارا تو بمان
هر دم از حلقه عشاق‌، پریشانی رفت
به سر زلف بتان سلسله دارا تو بمان
شهریارا تو بمان بر سر این خیل یتیم
پدرا، یارا، اندوه گسارا تو بمان
«‌سایه‌» در پای تو چون موج دمی زارگریست
که سر سبز تو خوش باد کنارا تو بمان

و جواب شهریار به این شعر چنین بود:

«‌بمانیم‌که چه‌؟‌»

سایه جان رفتنی استیم بمانیم‌که چه‌؟
زنده باشیم و همه روضه بخوانیم‌که چه‌؟
درس این زندگی از بهر ندانستن ماست
این همه درس بخوانیم و ندانیم که چه‌؟
خود رسیدیم بجان‌، نقش عزیزی هر روز
دوش گیریم و بخاکش برسانیم که چه‌؟
آری این زهر هلاهل به تشخص هر روز
بچشیم و به عزیزان بچشانیم که چه‌؟
دور سر هلهله و هاله‌ء شاهین اجل
ما به سرگیجه کبوتر بپرانیم که چه‌؟
کشتئی را که پی غرق شدن ساخته‌اند
هی به جان کندن از این ورطه برانیم که چه‌؟
قسمت خرس و شغال است خود این باغ مویز
بی ثمر غوره‌ی چشمی بچلانیم که چه‌؟
بدتر از خواستن این لطمه‌ء نتوانستن
هی بخواهیم و رسیدن نتوانیم که چه‌؟
ما طلسمی که قضا بسته ندانیم شکست
کاسه و کوزه سر هم بشکانیم که چه‌؟
گر رهائی است برای همه خواهید از غرق
ورنه تنها خودی از لجه رهانیم‌که چه‌؟
قاتل مرغ و خروسیم یکی مان کمتر
این همه جان گرامی بستانیم که چه‌؟
شهریارا دگران فاتحه از ما خوانند
ما همه از دگران فاتحه خوانیم که چه‌؟

دو ماه قبل از بیماری شهریار، سایه برای دیدن شهریار به تبریز آمد. شهریار آخرین شعر خود را همچنانکه‌گفتیم‌، بنام «‌گل زبان در قفا» برایش ساخت‌. و بعد دیگر شهریار سایه را ندید، زیرا سایه در خارج از کشور بود و تا زمانی‌که شهریار در بیمارستان بستری بود تا آخرین دقیقه چشم به راه سایه بود
وگوئی این شعر را در باره سایه برای آخرین لحظه حیاتش ساخته بودکه‌:
محمود چشم بر در و می‌گفت یا اجل
بگذار بلکه بر سرم آید ایاز من…
ولی سایه نیامد. شهریار در حسرت دیدار سایه چشم از جهان فرو بست‌. واقعا چقدر دردآور است که انسان یک عمر به دوستی عشق بورزد ولی در آخرین لحظات از دیدارش محروم بماند و چشم از جهان فرو بندد. در هر صورت این است آخرین غزل شهریار درباره‌ی آقای سایه شاعر گرانمایه‌:

‌«گل زبان در قفا »

دل ما بهم رسید و بنظر ادا درآورد
دلی اشگ بود و دلی از عزا درآورد
من وسایه یکدگر را به‌بغل فشرده خاموش
که شکسته ساز و دیگر نتوان صدا درآورد
به قفای عشق بازی‌، پس گردنی است در کار
گل عشق هم زبانش فلک از قفا درآورد
نه همه جفای دوران پدر وفا درآورد
که وفای عاشقان هم پدر جفا درآورد
عجبا که دردم از دل به دمی دوید بیرون
ک طبیب چون مسیحش زدمش دوا درآورد
غم پیریم که دائم به عبای خود به پیچد
به نشاط بچگانه سری از عبا درآورد
خبر از ریا نباشد به دیار ما که حافظ
رگ ریشه ریا را همه جا زجا درآورد
به حسادت حسودان من اگر نرفتم از دست
به دل شکسته‌ام بین که مرا ز پا درآ‌ورد
مگر از«‌صبا» و«‌نیما» سخنی توان نگفتن
که سخن به هر دری زد سری از صبا درآورد
چو قضا کنی به پیری همه قرض خود نه بیجاست
دل ما هم این اداها همه را بجا درآورد
به حریق جنگل چین بنگر که کیف نافه
فلک از دماغ هر چه ختن و ختا درآورد
بپذیر شهریارا همه بازی قضا را
به سر تو نیز بازی همه را قضا درآ‌ورد




طبقه بندی: شعر،

تاریخ : سه شنبه 27 فروردین 1392 | 04:59 ب.ظ | نویسنده : محمد بزرگپور | نظرات

سایت کتابناک بزرگترین کتابخانه ی مجازی در ایران می باشد

رمان اهریمن که نوشته ی محمد بزرگپور است و در زمستان 91 نوشته شده است هم اکنون در سایت کتابناک قابل دانلود است

http://ketabnak.com/comment.php?dlid=42940

شما نیز اگر اثری دارید که می خواهید برای دانلود در آن سایت قرار دهید می توانید به این سایت مراجعه کرده و اثرتان را آپلود کنید.

((منتظر اهریمن 2 از بزرگپور باشید))

 




طبقه بندی: آثار،

تاریخ : دوشنبه 26 فروردین 1392 | 09:21 ق.ظ | نویسنده : محمد بزرگپور | نظرات

نام: سووشون

سووشون | سیمین دانشور

نویسنده: سیمین دانشور

ناشر: انتشارات خوارزمی

تاریخ نشر: خرداد ۱۳۴۹- چاپ دوم

تعداد صفحات: ۳۰۳ صفحه

حجم: ۳.۶ مگابایت

درباره کتاب،خلاصه داستان،قسمتی از متن کتاب،دانلود مقاله‌ای درباره کتاب،درباره نویسنده،لیست آثار نویسنده در ادامه مطلب

سووشون | سیمین دانشوردانلود از لینک مستقیم

درباره کتاب:

سووشون نام رمانی از سیمین دانشور نویسنده نامدار چند دهه گذشته ایران است. نویسنده در این رمان زندگی فئودالی در زمان اشغال ایران از سوی انگلیسی‌ها را به زیبایی به نگارش درآورده است. کاربرد برخی واژه‌های عامیانه شیرازی در متن گیرایی داستان را صد چندان کرده است. یکی از ویژگی‌های سووشون ساختار ساده و بیان روان آن است.

خلاصه داستان:

زری و یوسف در میهمانی عقدکنان دختر حاکم شرکت می کنند. از ورای چند و چون عروسی خواننده با فضای اجتماعی سالهای ۱۳۲۰ آشنا می شود. سالهایی که انگلیس در فارس نیرو پیاده کرده و جنگ ناخواسته با خود گرسنگی و بیماری آورده است. حاکم دست نشانده با فروش آذوقهٔ مردم به ارتش بیگانه به قحطی دامن می زند. یوسف، خان روشنفکر و متکی به ارزش‌های بومی، حاضر به فروش آذوقهٔ مردم به ارتش بیگانه نیست و می خواهد از مردم پشتیبانی کند. اما زری، همچون همه زنان سووشون، حتی چهره‌های منفی چون عزت‌الدوله، که هریک به نوعی وجوه گوناگون ستمدیدگی، بی‌پناهی، ناکامی، فداکاری و تحمل زن ایرانی را به نمایش می‌گذارند، مسالمت‌جویانه، می‌کوشد او را آرام کند.

دو خان قشقایی، ملک رستم و ملک سهراب خان‌ها که از سوی اشغالگران اغوا شده‌اند، برای خرید آذوقه نزد یوسف می‌آیند تا با فروش آن به انگلیسی‌ها اسلحه بخرند و با ارتش ایران بجنگند. اما یوسف قبول نمی‌کند.

از خانه حاکم می‌آیند تا اسب خسرو، پسر یوسف، را برای دختر حاکم ببرند. عمه خانم، خواهر یوسف، و زری برای پس گرفتن اسب از عزت‌الدوله کمک می‌خواهند. رفتن زری به شهر نمایی از چهره شهر درگیر تیفوس، ناامنی و فحشا را در ذهن خواننده به تصویر می کشد. گشتی در دیوانه خانه و زندان ما را با فجایعی که زندگی مردم را سیاه کرده از نزدیک آشنا می‌کند. زری با سرزنش یوسف درس ایستادگی می گیرد و بزودی با خواسته عزت‌الدوله مخالفت می کند.

عاقبت روزی جسد یوسف را می‌آورند: اشغالگران این نماد مقاومت را از پای درآورده‌اند. مرگ یوسف وجود زری را از تردیدها می‌پیراید و دید او را نسبت به زندگی دگرگون می‌کند. «می‌خواستم بچه‌هایم را با محبت و در محیط آرام بزرگ کنم. اما حالا با کینه بزرگ می‌کنم.» وقتی دکتر عبدالله‌خان، پیرمرد آگاه، در گفتگویی به زری می‌گوید: «بدن آدمیزاد شکننده است، اما هیچ نیرویی در این دنیا، به قدرت نیروی روحی او نمی‌رسد، به شرطی که اراده و وقوف داشته باشد»، دگرگونی او کامل می‌شود. «نه یک ستاره، هزار ستاره در ذهنش روشن شد. دیگر می‌دانست که از هیچ‌کس و هیچ‌چیز در این دنیا نخواهد ترسید.» سفر درونی زری، در برخوردهای او با جامعه، به آگاهی می‌انجامد. او که می‌کوشید در حاشیه رنج‌های مردم بماند، به میان ماجراها کشانده می‌شود.

بوی عشق و دشتهای زیبای فارس، رمان سیمین دانشور را عطرآگین می‌کند. زری زنی ایلاتی را به یاد می‌آورد که برایش از مراسم سووشون (سوگ سیاوش) گفته بود. گویی یوسف، سیاوشی است تنها در محاصره انبوه دشمنان. آخرین فصل رمان، توصیفی قوی از تشییع جنازه یوسف و یکی از مؤثرترین وصف‌های حرکت مردم در ادبیات معاصر ایران است. تشییع جنازه به تظاهرات ضداستعماری مردم و درگیری آنان با نیروهای امنیتی مبدل می‌شود. جنازه یوسف را شبانه به خاک می‌سپارند و مک ماهون در تسلیتی امیدبخش به زری می‌نویسد: «گریه نکن خواهرم، در خانه‌ات درختی خواهد رویید و درخت‌هایی در شهرت و بسیار درختان در سرزمینت. و باد پیغام هردرختی را به درخت دیگر خواهد رسانید و درخت‌ها از باد خواهند پرسید: در راه که می‌آمدی سحر را ندیدی؟»

قسمتی‌هایی از متن کتاب:

-دوست داشتن که عیب نیست بابا جان . دوست داشتن دل آدم را روشن می کند . اما کینه و نفرت دل آدم را سیاه می کند . اگر از حالا دلت به محبت انس گرفت ، بزرگ هم که شدی آماده دوست داشتن چیزهای خوب و زیبای دنیا هستی . دل آدم عین یک باغچه پر از غنچه است ، اگر با محبت غنچه ها را آب دادی باز می شوند ، اگر نفرت ورزیدی غنچه ها پلاسیده می شوند .

-بچه وقتی خاطره پیدا کرد و توانست گذشته را به یاد بیاورد دیگر بچه نیست . هر چند این گذشته فقط چند ساعت پیش باشد .

-در هر جنگی هر دو طرف بازنده است .

-گریه نکن خواهرم ، در خانه ات درختی خواهد رویید و درخت هایی در شهرت و بسیار درخت در سرزمینت .
و باد پیغام هر درختی را به درخت دیگر خواهد رسانید و درخت ها از باد خواهند پرسید : در راه که می آمدی سحر را ندیدی!

دانلود مقاله‌ای مربوط به کتاب:

این مقاله‌ی ۳۷ صفحه‌ای که نوشته‌ی خانم فاطمی سرمشقی است،با نام سووشون؛روایت نمادین تاریخ ایران،در شماره‌ی ۷۲ فصلنامه هنر (بهار و تابستان ۱۳۸۶) منتشر شده است. در این مقاله به تفصیل درباره‌ی این اولین رمان سیمین دانشور صحبت شده و از جنبه‌های گوناگونی مورد بحث واقع شده است.حجم فایل یک مگابایت است.

دانلود مقاله سووشون؛روایت نمادین تاریخ ایران

درباره سیمین دانشور:

دانشور در سال ۱۳۰۰ خورشیدی در شیراز زاده شد. او فرزند محمدعلی دانشور (پزشک) و قمرالسلطنه حکمت (مدیر هنرستان دخترانه و نقاش) بود. تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را مدرسه انگلیسی مهرآیین انجام داد و در امتحان نهایی دیپلم شاگرد اول کل کشور شد. سپس برای ادامه تحصیل در رشته ادبیات فارسی به دانشکده ادبیات دانشگاه تهران رفت.

دانشور، پس از مرگ پدرش در سال ۱۳۲۰ خوشیدی، آغاز به مقاله‌نویسی برای رادیو تهران و روزنامه ایران کرد. او از نام مستعار شیرازی بی‌نام استفاده می‌کرد.

در سال ۱۳۲۷ مجموعه داستان کوتاه آتش خاموش را منتشر کرد که نخستین مجموعه داستانی است که به قلم زنی ایرانی چاپ شده است. تشویق کننده‌ی دانشور در داستان‌نویسی فاطمه سیاح، استاد راهنمای وی، و صادق هدایت بودند. او در همین سال، در حالی که در اتوبوس از تهران راهی شیراز بود با جلال آل‌احمد نویسنده و روشنفکر ایرانی آشنا شد و دو سال بعد با او ازدواج کرد.

در سال ۱۳۲۸ با مدرک دکتری ادبیات فارسی از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد. عنوان رساله‌ی وی «علم‌الجمال و جمال در ادبیات فارسی تا قرن هفتم» بود. این رساله با راهنمایی سیاح و بدیع‌الزمان فروزانفر نوشته شد.

دانشور در سال ۱۳۳۱ با دریافت بورس تحصیلی به دانشگاه استنفورد رفت و در آنجا دو سال در رشته‌ی زیبایی‌شناسی تحصیل کرد. وی در این دانشگاه نزد «والاس استنگر» داستان‌نویسی و نزد «فیل پریک» نمایش‌نامه‌نویسی آموخت. در این مدت، دو داستان کوتاه، که دانشور به زبان انگلیسی نوشته بود در ایالات متحده چاپ شد.

پس از برگشتن به ایران، دکتر دانشور در هنرستان هنرهای زیبا به تدریس پرداخت تا این که در سال ۱۳۳۸ استاد دانشگاه تهران در رشته‌ی باستان‌شناسی و تاریخ هنر شد. اندکی پیش از مرگ آل‌احمد در سال ۱۳۴۸، رمان سَووشون را منتشر کرد، که از جمله‌ی پرفروش‌ترین رمان‌های معاصر است. در سال ۱۳۵۸ از دانشگاه تهران بازنشسته شد. وی نخستین زن ایرانی است که به صورتی حرفه‌ای در زبان فارسی داستان نوشت.مهم‌ترین اثر او همین رمان «سووشون» است که به ۱۷ زبان ترجمه شده و درباره رخدادهای زمان رضاشاه است. این بانوی پیشکسوت داستان‌نویس پس از یک دوره بیماری، در سال ۱۳۸۶ کار نوشتن را دوباره از سر گرفت و داستانی با نام «برو به شاه بگو» تالیف کرد که درباره‌ی حضرت علی (ع) و مظلومیت‌های ایشان است. از سیمین دانشور همواره بعنوان یک جریان پیشرو و خالق آثار کم نظیر در ادبیات داستانی ایران نامبرده می‌شود. سیمین دانشور در هجدهم اسفندماه سال ۱۳۹۰ در خانه‌اش در تهران درگذشت.

لیست آثار سیمین دانشور:

مجموعه داستان‌ها:

آتش خاموش، اردیبهشت ۱۳۲۷

شهری چون بهشت، دی ۱۳۴۰

به کی سلام کنم؟، خرداد ۱۳۵۹

پرنده‌های مهاجر، ۱۳۷۶

رمان‌ها:

سَووشون، تیر ۱۳۴۸، انتشارات خوارزمی

جزیرهٔ سرگردانی، ۱۳۷۲، انتشارات خوارزمی

ساربانْ سرگردان، ۱۳۸۰، انتشارات خوارزمی

کوه سرگردان، انتشارات خوارزمی

ترجمه‌ها:

سرباز شکلاتی، نوشته برنارد شاو، ۱۳۲۸

دشمنان، نوشته آنتوان چخوف، ۱۳۲۸

بنال وطن، نوشته آلن پیتون

داغ ننگ، نوشته ناتانیل هاثورن

ماه عسل آفتابی (مجموعه داستان)، نوشته ریونوسوکه آکوتاگاوا و…

آثار غیرداستانی:

غروب جلال، انتشارات رواق، ۱۳۶۰

شاهکارهای فرش ایران

راهنمای صنایع ایران

ذن بودیسم

مبانی استتیک




طبقه بندی: رمان ایرانی،
برچسب ها: آثار سیمین دانشور، ای بوک، ایبوک، بیوگرافی سیمین دانشور، خلاصه داستان کتاب سووشون، خلاصه رمان سووشون، خلاصه کتاب سووشون، خلاصه کتاب سووشون نوشته سیمین دانشور، داستان سووشون سیمین دانشور، دانلود آثار سیمین دانشور، دانلود بیوگرافی سیمین دانشور، دانلود داستان سووشون سیمین دانشور، دانلود رایگان آثار سیمین دانشور، دانلود رایگان رمان، دانلود رایگان رمان سووشون، دانلود رایگان رمان سووشون سیمین دانشور، دانلود رایگان رمان های سیمین دانشور، دانلود رایگان سووشون سیمین دانشور، دانلود رایگان کتاب، دانلود رایگان کتاب سووشون، دانلود رایگان کتاب سووشون سیمین دانشور، دانلود رایگان کتاب سیمین دانشور، دانلود رمان سووشون، دانلود رمان سووشون از سیمین دانشور، دانلود رمان سووشون برای موبایل، دانلود رمان سووشون سیمین دانشور، دانلود رمان های سیمین دانشور، دانلود سووشون، دانلود سووشون pdf، دانلود سووشون سیمین دانشور، دانلود سووشون سیمین دانشور، دانلود متن رمان سووشون، دانلود پی دی اف، دانلود کتاب، دانلود کتاب رایگان، دانلود کتاب سووشون، دانلود کتاب سووشون برای موبایل، دانلود کتاب سووشون سیمین دانشور، دانلود کتاب سووشون+pdf، دانلود کتاب سیمین دانشور، دانلود کتاب های سیمین دانشور، دانلود کتابها و آثار سیمین دانشور، دانلود کتابهای سیمین دانشور، درباره رمان سووشون، درباره کتاب سووشون، درباره ی کتاب سووشون، رمان ایرانی، رمان سووشون، رمان سووشون pdf، رمان سووشون سیمین دانشور، رمان سووشون سیمین دانشور، رمان سووشون نوشته سیمین دانشور، رمان سووشون+دانلود، رمانهای سیمین دانشور، زندگی نامه ی سیمین دانشور، زندگینامه و آثار سیمین دانشور، سووشون، سووشون download، سووشون pdf، سووشون wiki، سووشون دانلود، سووشون دانلود کتاب، سووشون سیمین دانشور، سووشون سیمین دانشور، سووشون سیمین دانشور pdf، سووشون سیمین دانشور دانلود، سووشون ویکی، سووشون پی دی اف، سووشون+دانلود کتاب، سووشون+سیمین دانشور، سیمین دانشور، سیمین دانشور زندگی نامه، سیمین دانشور سووشون، سیمین دانشور+دانلود کتاب سووشون، سیمین دانشور+سووشون، كتاب سووشون، لیست آثار سیمین دانشور، متن رمان سووشون، مجموعه آثار سیمین دانشور، مجموعه اثار سیمین دانشور، مرجع دانلود رایگان کتاب، مرجع دانلود کتاب، نقد آثار سیمین دانشور، نقد رمان سووشون، نقد سووشون سیمین دانشور، کتاب، کتاب رایگان، کتاب رمان، کتاب رمان رایگان، کتاب سووشون، کتاب سووشون pdf، کتاب سووشون سیمین دانشور، کتاب سووشون سیمین دانشور، کتاب سیمین دانشور، کتاب موبایل، کتاب های سیمین دانشور، کتاب پی دی اف، کتابخانه الکترونیکی، کتابهای الکترونیکی، کتابهای سیمین دانشور.،

تاریخ : یکشنبه 25 فروردین 1392 | 08:28 ب.ظ | نویسنده : محمد بزرگپور | نظرات

تو آیه های منی ٬ من پیمبری هستم

که از گناه نبوسیدنت بری هستم

من آب زندگی ام ٬ با اشاره ات مرگم

من آن سبو که تو بر شانه می بری هستم

اگر چه سخت و زمختم اگر چه دیوارم

برای باز شدن رو به تو دری هستم

صدای آبم و آتش ٬ به انزوا زده ام

سکوت خانه ی خود را سماوری هستم!

تو ساحلی ٬ به تماشای من نشستی و من

در آرزوی تو موج شناوری هستم

ببخش ! از تو نوشتن برای من سخت است

مگیر خورده که اینقدر سرسری هستم

شبیه "آن ِ غزل" می روم که برگردم

بخوان که نامه ی عشقم ٬ کبوتری هستم

غزل که ریخت به هم جایمان عوض شد ٬ حال

تو باد هستی من مثل روسری هستم !

اگر چه شاعرم و گرچه کمترین توام

همیشه فکر غزل های بهتری هستم

جاوید سیفی

وبلاگ استاد سیفی بعد از مدت ها به روز شده است و بنابر گفته ی ایشان می خواهند به روز کنند اعضای انجمن می توانند از این طریق ارتباط مجازی با استاد سیفی داشته باشند

http://www.m-khodam-khoda.blogfa.com/

وبلاگ استاد سیفی




طبقه بندی: آثار،

تاریخ : یکشنبه 25 فروردین 1392 | 07:19 ب.ظ | نویسنده : محمد بزرگپور | نظرات

بحر هِزَج مثمن سالم : مفاعیلن     مفاعیلن     مفاعیلن      مفاعیلن      +       مفاعیلن   مفاعیلن   مفا عیلن   مفاعیلن
بحرهِزَج مثمن اخرب :  مفعول      مفاعیلن    مفعول     مفاعیلن
بحرهِزَج مثمن اخرب مکفوف مقصور:  مفعولُ   مفاعیلُ   مفاعیلُ    مفاعیل
بحرهِزَج مثمن اخرب مکفوف محذوف مسبغ :  مفعـول     مفاعیل     مفاعیل     فعولان
بحرهِزَج مسدس مقصور:  مفاعیل  مفاعیلن  مفاعیل
بحرهِزَج مسدس اخرب مقبوض محذوف :  مفعول  مفاعلن  فعولن
بحرهِزَج مسدس محذوف:  مفاعیلن   مفاعیلن   فعولن
بحرهِزَج مثمن اخرب مکفوف محذوف :   مفعول    مفاعیل   مفاعیل    فعولن
بحرهِزَج مثمن مقبوض:   مفاعلن      مفاعلن     مفاعلن      مفاعلن
بحر هِزَج مثمن اشتر:   فاعلن     مفاعیلن     فاعلن       مفاعیلن
بحر رمل مثمن سالم ــ فاعلاتن(4 بار)
بحر رمل مثمن مقصورــ  فاعلاتن  فاعلاتن  فاعلاتن  فاعلات :
بحر رمل مثمن محذوف ــ   فاعلاتن   فاعلاتن   فاعلاتن   فاعلن :
بحر رمل مثمن مخبون ــ    فَعلاتن     فَعلاتن     فَعلاتن     فَعلاتن :
بحر رمل مثمن مخبون محذوف ــ    فاعلاتن    فعلاتن    فعلاتن    فَعِلن :
بحر رمل مثمن مخبون مقطوع ــ   فاعلاتن     فعلاتن    فعلاتن    فعلن :
بحر رمل مثمن مشکول ــ  فعلاتُ     فاعلاتن     فعلاتُ     فاعلاتن :
 بحر رمل مثمن مخبون مقصور ــ   فاعلاتن    فعلاتن    فعلاتن    فعلات :
بحر رمل مسدس محذوف ــ   فاعلاتن    فاعلاتن    فاعلن  ( فَعِلا ) :
بحر رمل مسدس مقصور ــ  فاعلاتن   فاعلاتن   فاعلات   ( فاعلان ) :
بحر رجز مثمن سالم ــ مستفعلن( 4 بار) :
بحر رجز مثمن مخبون ــ مفاعلن( 4 بار) :
بحر رجز مثمن مطوی مخبون ــ مفتعلن  مفاعلن  مفتعلن  مفاعلن :
بحر رجز مثمن مطوی ــ مفتعلن( 4 بار) :
بحر رجز مثمن مخبون مطوی ــ مفاعلن  مفتعلن  مفاعلن  مفتعلن :
بحر متقارب مثمن سالم ــ فعولن( 4 بار) :
بحر متقارب مثمن مقصور ــ فعولن  فعولن  فعولن  فعول :
بحر متقارب مثمن محذوف ــ  فعولن   فعولن   فعولن   فعل  :
بحر متقارب مثمن اثلم (1) ــ  فِعلن   فعولن   فِعلُن    فعولن :
بحر متقارب مقبوض اثلم شانزده رکنی ــ فعول  فعلن  فعول  فعلن  فعول  فعلن  فعول  فعلن :
بحر متدارک مثمن مقطوع ــ  فعلن( 4 بار) :
بحر کامل مثمن سالم ــ متفاعلن( 4 بار) :
بحر کامل مربع در زبان تازی ــ  درهر مصراع دو بار متفاعلن :
بحر وافرمثمن سالم ــ مفاعلتن( 4 بار) :
بحر مضارع:( مفاعیلن  فاعلاتن  مفاعیلن  فاعلاتن ) تشکیل می‌شود.
بحر مضارع مثمن اخرب ــ مفعول  فاعلاتن  مفعول  فاعلاتن :
بحر مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف (مقصور): مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن ( فاعلات )
بحر خفیف: ( فاعلاتن  مستفع  لن  فاعلاتن )
بحر خفیف مسدس محذوف مخبون ــ فاعلاتن  مفاعلن  فَعِلن :
بحر خفیف مسدس مخبون ــ فاعلاتن  مفاعلن  فعلاتن :
بحر خفیف مسدس مقصور ــ فاعلاتن  مفاعلن  فعلات :
بحر خفیف مقطوع ــ  فِعلن :
بحر خفیف مثمن مخبون ــ فعلاتن  مفاعلن  فعلاتن  مفاعلن :
بحر سریع: ( مستفعلن  مستفعلن  مفعولات ).
بحر سریع مسدس مطوی موقوف ــ مفتعلن  مفتعلن  فاعلات :
بحر سریع مسدس مطوی مکشوف ــ مفتعلن  مفتعلن ، فاعلان( فاعلات ) :
بحر سریع مخبون مطوی مکشوف ــ مستفعلن  مستفعلن  فَعِلُن :
بحر منسرح: ( مستفعلن  مفعولات  و مستفعلن  مفعولات ).
بحر منسرح مطوی مکشوف ــ  مفتعلن  فاعلن  مفتعلن  فاعلن :
بحر منسرح مطوی موقوف ــ  مفتعلن  فاعلان   مفتعلن  فاعلان :
بحر منسرح مثمن مطوی مکشوف ــ  مفتعلن   فاعلن   مفتعلن   فاعلن :
بحر منسرح مثمن مطوی مجدوع  ــ  مفتعلن   فاعلات   مفتعلن   فاع :
بحر منسرح مثمن مطوی منحور ــ  مفتعلن  فاعلات   مفتعلن   فع :
بحر مقتضب: ( مفعولات  مستفعلن  مفعولات  مستفعلن ).
بحر مقتضب مثمن مطوی مقطوع ــ  فاعلاتُ  مفعولن  فاعلاتُ  مفعولن :
بحر مقتضب مثمن مطوی ــ فاعلات  مفتعلن  فاعلات  مفتعلن :
بحر طویل: فعولن  مفاعیلن  فعولن  مفاعیلن 
بحر طویل مثمن سالم ــ فعولن  مفاعیلن  فعولن  مفاعیلن :
بحر طویل مثمن مقبوض ــ  فعولن   مفاعلن   فعولن   مفاعلن :
بحر مدید: فاعلاتن    فاعلن    فاعلاتن    فاعلن
بحر بسیط: مستفعلن  فاعلن  مستفعلن  فاعلن
بحر بسیط مخبون ــ   مستفعلن   فَعِلن   مستفعلن   فعلن :
بحر مجتث: مستفعلن فاعلاتن مستفعلن فاعلاتن
بحر مجتث مثمن سالم ــ  مستفعلن   فاعلاتن   مستفعلن   فاعلاتن :
بحر مجتث مثمن مخبون ــ   مفاعلن   فعلاتن   مفاعلن    فعلاتن :
بحر مجتث مثمن مخبون محذوف(مقصور) ــ مفاعلن فعلاتن  مفاعلن  فعلن ( فعلان) :
بحر مجتث مثمن مخبون محذوف ــ   مفاعلن   فعلاتن   مفاعلن   فعلن :
بحر مجتث مثمن مخبون محذوف مسبغ ــ مفاعلن   فعلاتن   مفاعلن   فعلان :
بحر قریب: مفاعیلن  مفاعیلن  فاع لاتن .
بحر قریب مکفوف مقصور ــ  مفاعیلُ  مفاعیلُ   فاعلان :
بحر قریب اخرب مکفوف ــ   مفعولُ    مفاعیلُ    فاعلاتن :
بحر قریب اخرب مکفوف مقصور ــ  مفعول   مفاعیل   فاعلان :
بحر جدید ( غریب ): ( فاعلاتن  فاعلاتن  مستفعلن ) .
بحر جدید مسدس سالم ــ   فاعلاتن  فاعلاتن  مستفعلن
3ــ بحر مشاکل ( مانند و مشابه ): ( فاعلاتن  مفاعیلن  مفاعیلن ).
بحر مشاکل مثمن مکفوف مقصور ــ   فاعلاتُ   مفاعیل  فاعلاتُ   مفاعیل


                                                  فـروع
 پاره‌یی از افاعیل، فروعی دارند که اینک به ذکر عمده‌ترین فروع می‌پردازیم :
 الف) فروع مفاعیلن  : 1ـ مفاعیلان مسبغ، 2ـ مفاعلن مقبوض، 3ـ مفاعیلُ ( به ضم لام )  مکفوف، 4ـ مفعولن اخرم، 5ـ مفعولُ( به ضم لام ) اخرب، 6ـ فاعلن اشتر، 7ـ فعولن محذوف  8ـ مفاعیل(به وقف لام) مقصور، 9ـ فعول( به وقف لام ) اهتم، 10ـ فاعلان اشتر مسبغ، 11ـ فعولان محذوف مسبغ .
 ب ) فروع فاعلاتن : 1ـ فاعلییان مسبغ، 2ـ فعِلاتن ( به‌کسرعین) مخبون، 3ـ فاعلاتُ (به ضم تا ) مکفوف، 4ـ فعِلاتُ ( به‌کسرعین وضم تا) مشکول، 5ـ فاعلن محذوف، 6ـ فاعلان مقصور 7ـ فعِلان ( به‌کسرعین ) مخبون و مقصور، 8 ـ فعلن (به‌سکون‌عین) ابتر و بعضی مقطوع ومحذوف نامند، 9ـ مفعولن مشعث، 10ـ فعلان(به‌سکون‌عین) مقطوع مسبغ .
 ج ) فروع مستفعلن : 1ـ مستفعلان مذال، 2ـ مفاعلن مخبون، 3ـ مفاعلان مخبون مذال 4ـ فعلن (به‌سکون‌عین) محذوف .
 د ) فعولن : 1ـ فعولان مسبغ، 2ـ فعولُ (به‌ضم‌لام) مقبوض ، 3ـ فعول(به‌وقف‌لام) مقصور، 4ـ فَعَل(به فتح‌عین وسکون لام)محذوف، 5ـ فِعلن(به‌سکون‌عین) اثلم، 6ـ فعلان(به‌سکون‌عین)اثلم مسبغ.
 هـ ) فاعلن : 1ـ فعلن(‌به‌سکون‌عین)مخبون، 2ـ فعلن(به‌سکون‌عین)مقطوع، 3ـ فَعَل (به‌فتح‌عین وسکون لام)مخبون‌مقطوع، 4ـ فعلان مذال .
       اسمای زحافها
 1ــ اضمار: به معنی لاغرساختن اسب است و در اینجا ساکن نمودن حرف دوم سبب ثقیل است چنانکه تای متفاعلن ساکن‌گردد و به جایش مستفعلن آرند .
 2ــ خَبن(پنهان‌کردن): حذف حرف دوم سبب خفیف است که درآغاز رکن واقع شده باشد پس فاعلاتن ، فَعِلاتن گردد وفاعلن ، فَعِلن ومستفعلن  متفعلن چون نامأنوس است پس تبدیل شود به مفاعلن ومفعولات ، معولات وبه فعولات بدل گردد .
 3ــ طی(راه‌پیمودن): حذف یک حرف از سبب خفیف است درحالیکه چهارم جا واقع شده‌باشد پس مستفعلن ، مستعلن گردد و به جایش مفتعلن آرند .
1ـ زحاف جمع زحف است .
 4ــ قبض(به‌پنجه‌گرفتن): حذف حرف ساکن سبب خفیف است وقتیکه به شمار پنجم آید پس فعولن ، فعول گردد .
 5ــ کف(به‌معنای‌بازداشتن): حذف هفتم حرف از سبب خفیف است چنانکه مفاعیلن ، مفاعیل گردد .
 6ــ قصر(کوتاه‌کردن): حذف حرف پنجم یا هفتم ازسبب خفیف است با اسکان ما قبل آخر پس فعولن ، فعول و فاعلاتن ، فاعلات گردد .
 7ــ حذف(انداختن): اسقاط سبب خفیف است ازآخر رکن ؛ پس فعولن ، فعو گردد و تبدیل شود به فَعِل و مفاعیلن، مفاعی گردد و تبدیل شود به فعولن .
 8ــ قطع(بریدن): حذف حرف آخر وتد مجموع و اسکان ماقبل آن است پس مستفعلن ، مستفعل گردد و به جایش مفعولن آرند و متفاعلن متفاعل گردد به جایش فَعلاتن آرند و فاعلاتن را چنین قطع کنند که اول سبب خفیف را ازآخرش اندازند که فاعلا گردد بعد ازآن قرار قاعده مقرره الف را که درآخر وتد است حذف کنند ، فاعل گردد وبه جایش فعلن آرند .
 9ــ خرم(شگافتن‌پرۀبینی): حذف حرف اول وتد مجموع است ــ به‌شرطی‌که در اول رکن واقع شده‌باشد.ــ چنانکه مفاعیلن ، فاعیلن گردد و به مفعولن تبدیل‌شود و فعولن ، عولن گردد و به فِعُلن تبدیل شود .
 10ــ وقف(ایستادن): اسکان آخر وتد مفروق است پس مفعولاتُ ، مفعولات گردد و به جایش مفعولان آرند .
 11ــ‌ کسف(بریدن‌پاشنة‌شتر): حذف حرف آخر وتد مفروق است چنانکه مفعولات ، مفعولا گردد و به جایش مفعولن آرند .
 12ــ صَلم(گوش‌ازبیخ‌بریدن‌است): اسقاط وتد مفروق است پس مفعولات مفعو گردد و به جایش فعلن نهند .
 13ــ ثلم(رخنه‌کردن): خرم فعولن است که عولن گردد و به جایش فعلن آرند .
 14ــ شَتَر(برگشته‌گی‌پلک‌وبریده‌شده): جمع خرم و قبض است . یعنی حذف حرف اول و پنجم از مفاعیلن ، چنانکه فاعلن گردد .
 15ــ خرب(ویران‌شدن): جمع خرم وکف است. یعنی حذف حرف اول و هفتم چنانکه مفاعیلن ، فاعیل گردد وتبدیل شود به مفعول .
 16ــ شکل(پای‌بهایم‌را‌به‌ریسمان‌بستن): جمع خبن وکف است درفاعلاتن ، چنانکه فعلات گردد .
 17ــ جدع(بینی‌وگوش‌ودست‌بریدن): حذف هر دو سبب‌است ازمفعولات با اسکان تای آن که لات گردد و به فاع بدل شود .
 18ــ نحر(شترکشتن‌وبرسینه‌زخم‌زدن‌راگویند): حذف هر دو سبب و تای مفعولات باشد که لا گردد و پس به فع تبدیل شود.
 19ــ تسبیغ(بچه‌افگندن‌شتروبه‌معنی‌فراخی‌نعمت‌هم‌باشد): زیاده‌کردن الف است در سبب خفیف که درآخر رکن باشد ، چنانکه مفاعیلن ، مفاعیلان گردد و فعولن ، فعولان و فاعلاتن ، فاعلاتان پس آخری به فاعلییان تبدیل شود.
 20ــ تذئیل(اذاله‌درازکردن‌دامن‌راگویند): زیاده‌کردن الف است در وتد مجموع آخر رکن ، چنانکه مستفعلن ، مستفعلان گردد و متفاعلن ، متفاعلان و فاعلن ، فاعلان.1
مثمن:8 مسدس:6 مربع:4


 




طبقه بندی: آموزش ،

تاریخ : یکشنبه 25 فروردین 1392 | 05:50 ب.ظ | نویسنده : محمد بزرگپور | نظرات

دانلود Animal Farm 1954 - انیمیشن قلعه حیوانات

 

مزرعهٔ حیوانات (Animal Farm) که در ایران به نام قلعهٔ حیوانات نیز شناخته شده‌است، رمانی پادآرمان‌شهری به زبان انگلیسی و نوشتهٔ جورج اورول است.
این رمان در طول جنگ جهانی دوم نوشته و در سال ۱۹۴۵ میلادی در انگلستان منتشر شد، ولی در اواخر دههٔ ۱۹۵۰ میلادی به شهرت رسید.

این رمان دربارهٔ گروهی از حیوانات است که انسان‌ها را از مزرعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند بیرون می‌کنند و خود ادارهٔ مزرعه را به دست می‌گیرند، ولی پس از مدتی این حکومت جدید به حکومتی خودکامه مشابه به قبلی تبدیل می‌شود.این رمان نمایهٔ برضد استبداد است. مزرعه حیوانات داستان انقلاب حیوانات علیه مالکین خوداست پس از پیروزی قوانینی تهیه می‌گردد که شامل بندهای زیر است:

- هرآنکس روی دو پا راه می‌رود دشمن است.
- هرآنکس چهارپای دارد و یا بال، دوست است.
- حیوانات لباس نمی‌پوشند.
- حیوانات درتخت نمی خوابند.
- حیوانات الکل نمی‌خورند.
- حیوانات همدیگر را نمی‌کشند.
- همه حیوانات خلقتی یکسان دارند.

ولی بعد از پیروزی و مرگ رهبر بزرگ در بین خود حیوانات یک سری توطئه و کودتا انجام می‌گیرد؛ «خوک جوان دانا» (اسنوبال) که طرحی برای بهبود وضعیت و تنظیم مناسب جیرهٔ غذایی تهیه می‌کند ولی در هنگام ارایهٔ آن توسط «خوک جوان مستبد» (ناپلئون) خائن معرفی می‌گردد؛ از مزرعه فراری داده می‌شود و توسط سگ‌های طرفدار «خوک مستبد» و کودتاگر که قبلاً به صورت مخفیانه تعلیم دیده‌اند، کشته می‌شود. خوک‌ها به تدریج تمامی قوانین حیوانات را زیر پا می‌گذارند. سایر حیوانات فقط اجبار به کار با غذای روزانه کم می‌شوند، و در حالیکه خوک‌ها فقط فرمانروایی می کنند و غذای زیادی می‌خورند. حتی یاد می‌گیرند که چطور روی دوپا راه بروند و با انسان‌ها معامله می‌کنند. جملهً «همه حیوانات با هم برابرند» به وسیله گروه مستبد حاکم تبدیل می‌شود به «همه حیوانات باهم برابرند، ولی برخی ازآنها نسبت به دیگران برابرترند». در پایان کتاب هیچ اشاره ای به سقوط خوک ها نمی شود ولی در فیلم سینمایی قدیمی تر حکومت خوک ها توسط قیام مجدد حیوانات سلطه خوک‌های ظالم به زیر کشیده می‌شود. ولی در فیلم جدید درسال ۱۹۹۹ تهیه گردیده حکومت مستبدین خودبه‌خود فرو می‌پاشد.

توضیحات: نخستین فیلم بلند نقاشى متحرك سینماى انگلستان و اقتباسى و كم تخیل از داستان سیاسى پرآوازه‏ى جرج اورول كه در سال 1945 به چاپ رسیده بود. به جاى تمام حیوانات، بازیگر همه‏ فن حریف موریس دنم، حرف می زند و 70 انیماتور، 300 هزار نقاشى اثر را می كشند. این پرآوازه ‏ترین اثر بچلر و هالاس بود؛ زن و شوهرى كه مادر و پدر سینماى نقاشى متحرك انگلستان به شمار مى‏ آیند.

 

لینک های دانلود

حجم: 728 مگابایت
دانلود لینک اصلی | کمکی - بخش اول
دانلود لینک اصلی | کمکی - بخش دوم




طبقه بندی: فایل تصویری،

تاریخ : یکشنبه 25 فروردین 1392 | 05:26 ب.ظ | نویسنده : محمد بزرگپور | نظرات
تعداد کل صفحات : 4 :: 1 2 3 4
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.